want out

phrasal verb
1
to want to come in or out of a place
خواستن بیرون رفتن, بیرون خواستن
2
to want to stop being involved in something
تمایل به کناره‌گیری, خواستن توقف مشارکت, خواستن ترک کردن, میل به ترک کاری یا چیزی, خواستن قطع مشارکت, خواهان پایان دادن به شرکت در چیزی
Jenny was fed up. She wanted out.
opposite want in