walk off

phrasal verb
1
to leave a person or place suddenly because you are angry or upset
ترک کردن محل خشمگینانه, رفتن با عصبانیت, قهر کردن و رفتن, محل را ترک کردن با خشم یا ناراحتی
2
to go for a walk after a meal so that you feel less full
راه رفتن برای کمک به هضم غذا, قدم زدن پس از صرف غذا, قدم زدن برای کاهش حس سنگینی پس از غذا, قدم زدن برای سبک شدن
We walked off a heavy Sunday lunch.