confusingly

adverb
1
in a way that is difficult to understand or that is not clear
به شکل گیج‌کننده, به صورت مبهم, به‌طور گیج‌کننده, به‌صورت نامفهوم, به شکلی مغشوش, به طور ناروشن, به شکلی که سخت قابل درک باشد, به طریقی که فهم آن مشکل باشد